بازآموزی بحران

وقتی آنچه بلدی کافی نیست

بازآموزی بحران از یک سوال شروع می‌شود: کدام چیزهایی که بلدم، الان دیگر کار نمی‌کنند؟

بحران لحظه‌ایه که فاصله بین آنچه هست و آنچه می‌توانی باهاش کنار بیایی، از ظرفیتت بیشتر می‌شود. در این لحظه، ذهن سراغ آنچه بلد است می‌رود — اما همان مهارت‌ها و اطلاعاتی که در زندگی عادی کارآمد بودند، در بحران ممکن است نه‌تنها کمک نکنند، بلکه شرایط را سخت‌تر کنند (لازاروس و فولکمن، ۱۹۸۴).

 

مغز در بحران متفاوت کار می‌کند

وقتی تهدید واقعی است — چه جنگ باشد، چه بحران اقتصادی، چه از دست دادن، چه مهاجرت — مغز وارد حالتی می‌شود که برای بقا طراحی شده، نه برای یادگیری با روش‌های معمول (پورجس، ۲۰۱۱). در این حالت، سیستم عصبی بدن اولویت‌هایش را تغییر می‌دهد و پردازش اطلاعات به شکل متفاوتی انجام می‌شود (ون‌در‌کولک، ۲۰۱۵). بازآموزی بحران یعنی یاد بگیرید مهارت‌هایی در این شرایط جواب می‌دهند که با همین حالت مغز سازگار باشند.

در این بخش چه یاد می‌گیری؟

هر مطلب در بخش بازآموزی بحران برای یک شرایط خاص نوشته شده — از اضطراب دوره انتظار جنگ گرفته تا فشار بحران اقتصادی، طلاق، مهاجرت، و بحران‌هایی که چند تا با هم می‌آیند. تاب‌آوری در برابر بحران یاد گرفتنی است — اگر با ابزار درست یاد گرفته شود (هابفول و همکاران، ۲۰۰۷). هر مطلب یک چیز مشخص یاد می‌دهد که همین الان می‌شود به کار برد.

چه کسی به بازآموزی بحران نیاز دارد؟

هر کسی که در شرایط سخت احساس می‌کند واکنش‌هایش دیگر کار نمی‌کنند — کسی که با وجود تلاش، اضطرابش کم نمی‌شود، یا کسی که احساس می‌کند گیر کرده و نمی‌داند چطور جلو برود. بازآموزی بحران برای این لحظه‌هاست، برای اینکه آگاه باشید که در لحظه بحران مغز نیاز به یاد گرفتن دارد.

متأسفیم! فرم شما یافت نشد.